تبليغاتX
قصه عکسهای من
 سلام

من بر گشتم

و با یک وبلاگ دیگر

 

www.elipixxx.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 3:25  توسط الناز صفات  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کاش میدانستم که تو کیستی؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 3:24  توسط الناز صفات  | 

 

 

 

شروعی جدید

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/27ساعت 23:14  توسط الناز صفات  | 

سلام

این وبلاگ به 

http://www.elipixxx.blogfa.com/

منتقل شد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/07ساعت 9:40  توسط الناز صفات  | 

سكوت من سمفوني كاغذها ي مچاله كاغذهاي سفيد براي من

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/01ساعت 22:11  توسط الناز صفات  | 

اينجا سكوت هست و حسرت و فرشته اي كه -بس كه نازك است و زلال و شفاف

 

TNX SISTER

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 20:50  توسط الناز صفات  | 

تا حالا فرشته بالدار دیدی؟

 چرا ؟

چرا باید بهترین دوستم بره؟

چرا دیگه پیشم نیست؟

چرا هر کی رو خیلی دوست دارم میره؟

چرا  من باید تنها باشم؟

من چیکار کنم با این همه خاطره؟

من چیکار کنم تنهایی؟

بری من حرفامو به کی بزنم؟

کوچه غفاری . داشکده . دادلی . کوچه فیروزه . سینما .پیاده روی . ایس پک . دلسی . کافی شاپ دانشگاه .جهان صنعت. سیدخندان . کبابی کثیفه.دیر کردنای من.چهارراه پاسداران .نمایشگاه....... همه اینا رو یادمه

میایی

زوده زود

 

 

مری جونم و من

                                                                                          عکس :سحر جونم

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/13ساعت 19:18  توسط الناز صفات  | 

من در جایی همین اطراف هستم . ولی اینکه من چه کسی هستم ، در ورای آن چیزی است که شما در ظاهر می بینید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/11ساعت 0:50  توسط الناز صفات  | 

 

اگر در اين حيات مست و گنگ و نا مفهوم
هنوز چيزي براي ديدن و لذت
چيزي براي مهر و ترحم
براي پر كردن قاب عكس هاي خالي زندگي
باقي مانده باشد
تصوير مردماني است كه معصومانه زل زده اند به دوربين حقيري
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 20:42  توسط الناز صفات  | 

امروز صبح با قدرت خدا از خواب برمي خيزم تا مرا رهبري كند باشد كه قدرت خدا مرا حفظ كند ، حكمت خدا مرا هدايت كند،چشمان خدا مواظبم باشد ،گوش خدا دعايم را بشنود ،و دست خدا حفظم كند .باشد كه  با من ، روبريم ، پشت سرم ، در من ، ، باشد ،وقتي دراز مي كشم و وقتي كه مي نشينم و وقتي كه بيدار مي شوم ، او با من باشد .باشد كه  در قلب هركسي كه درباره ام فكر مي كند ، و در دهان هر كسي كه از من سخن مي گويد ، و در چشم هر كسي كه به من مي نگرد ، و در گوش هركسي كه سخنانم را مي شنود ، باشد .امروز با قوتي عظيم و تازه ، با استمداد تثليث ، بيدار مي شوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/24ساعت 22:45  توسط الناز صفات  |